حمیدرضا ایمانزاده

حمیدرضا ایمانزاده

برگزیدۀ بخش شرکت‌کنندگان زیر هفده سال

[برندۀ بستۀ هدیۀ ماهنامۀ باغ؛ اشتراک دوساله ماهنامه سلام بچهها؛

و کارت هدیۀ ۵۰۰ هزار ریالی]

متولد ۱۳۷۹

از سوم ابتدایی در کتابخانۀ محله‌مان عضو بودم. از همان زمان‌های بچگی عاشق کتاب داستان‌ها بودم مخصوصاً رمان‌ها. برای اولین فعالیتم در کلاس‌های داستان‌سرایی شرکت کردم و عضو گروهی به مدیریت خانم لطفی (رئیس کتابخانه‌های شهرمان) شدم. دو سال به همکاری با این گروه و کتابخانه ادامه دادم تا این‌که کتابخانه بسته شد. تا سه سال بعد از این اتفاق که دوباره خانم لطفی را در یکی از کتابخانه‌ها دیدم و به پیشنهاد ایشان شروع به نوشتم کردم و با نشریۀ شهرمان همکاری کردم. در حال حاضر هم داستان کوتاه و رمان‌های کوتاه می‌نویسم تا یکی‌اش را بتوانم به چاپ برسانم.

یادداشت:

مگر می‌شود در خیابان قدم بزنی و چشمت به کودکان کار نیفتد. عروسک خرسی‌هایی که لای پاهای آدم بزرگ‌ها دارند له می‌شوند و داستان آن‌جا بد می‌شود که خودت هم نتوانی کاری برایشان بکنی، به‌جز خریدن فقط یه شاخه گل….