یاسر یسنا

یاسر یسنا

برگزیدۀ بخش اصلی جشنواره

[برندۀ لوح تقدیر، بستۀ هدیۀ کتاب و مبلغ ۵ میلیون ریال وجه نقد]

۱۶ سال سابقهٔ روزنامه‌نویسی در سرویس‌های هنری و اجتماعی روزنامه‌ها و نشریات مختلف؛ از هفته نامه مهر تا روزنامه‌های همشهری، جام جم، سیاست روز و نشریات سروش، سینما ویدئو و…

انتشار چهار کتاب:

داستان هورامه (انتشارات عصرداستان و انتشارات علمی فرهنگی)؛

فیلمنامه هورامه (انتشارات امیرکبیر)؛

رمان تپه تاپالای (انتشارات عصر داستان و انتشارات علمی فرهنگی)؛

مجموعه داستان پوست خرس که در پاریس منتشر شده.

یادداشت:

بچه‌ها باید کار کنند. زحمت بکشند. باید سختی کار را بچشند. باید بدانند پای در چه جهانی گذاشته‌اند. باید بفهمند برای رسیدن به راحتی و آرامش، از کدام جاده‌های سنگلاخی عبور کنند. باید رنج “به‌دست آوردن” را مزه کنند تا قدر “داشتن” را بدانند. بچه‌ها باید از کودکی با مفهوم کار آشنا شوند تا در بزرگسالی خود را رها شده در اجتماعی پر همهمه نبینند. که خودشان را پیدا کنند و در این بازار مکاره گنگ و محو نباشند. خلاصه این‌که بچه‌ها باید کار کنند؛ اما نه کف خیابان، بلکه پشت میز، توی مدرسه…

گیریم کودکان کارگر را از کف خیابان‌ها و بلوارها جمع کردیم، از توی سطل‌های زباله، از روی پل‌های عابر یا از واگن‌های مترو کشیدیمشان بیرون، خب… بعدش؟!! می‌خواهیم دستشان را بگیریم و به کجا ببریمشان؟ کدام مدرسه؟ کدام آموزشگاه؟ دنیای قشنگی که قرار است به کودکان کارگر نشان بدهیم تا دست از فعلگی بردارند، کجاست؟ کدام زیرساخت اجتماعی را برایشان فراهم کرده‌ایم؟ کدام افق روشن را برایشان ترسیم کرده‌ایم؟ وقتی هیچ زمینۀ مساعدی برای آموزش و پرورش کودکان کارگر آماده نیست، ناگزیریم تنها به یادشان داستان بنویسیم و نقاشی بکشیم و فیلم بسازیم و شعر بگوییم و در جشنواره‌ها جایزه بگیریم و برای هم کف بزنیم.

در حالی که کودکان کارگر همچنان در کوچه‌ها و خیابان‌های شهرمان با دست‌های خراشیده و صورت‌های آفتاب‌سوخته، پشت چراغ قرمزها و توی سطل‌های سیاه زباله و واگن‌های مترو، به دنبال سرنوشت مبهم خود می‌گردند.